تبليغاتX
 چشم مخصوص تماشاست " اگر بگذارند >

چشم مخصوص تماشاست " اگر بگذارند

مکانی برای رهایی از قید و بند های زندگی

تنها ومنتظر


 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 20:15 موضوع عشق | لینک ثابت


همیشه سعی کن به اونی که دوستش داری برسی ، به غیر از این مجبوری به هر کی که رسیدی دوستش داشته باشی . (( شکسپیر ))

 

همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی ٬ پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی ٬ چون اولین چیزی که می شکنه دنیای خودته .

 

یه پروانه را با دستات می گیری. بدش می خوای ببینی زنده هست؟ انگشتاتو باز کنی .... فرار میکنه. محکم بگیری....می میره. دوست داشتن هم یه چیزی مثل پروانه هست

 

سعی کن هیچوقت عشق رو گدایی نکنی چون هیچوقت به گدا چیز با ارزشی نمیدن

 

چه رنجی است : لذت ها را تنها بردن و چه زشت است : زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ایست : تنها خوشیخت بودن ....

 

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی

 

تپه های شنی با تپش باد جا به جا می شوند، ولی صحرا همیشه صحرا باقی می ماند. این است افسانه ی عشق. ............

 


 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 21:56 موضوع | لینک ثابت


خدایا : از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار: نگاهی ، یادی، تصویری، خاطره ای ، برای آن هنگام که فراموش خواهیم کرد روزی چقدر عاشق بوده ایم

 

 


 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 21:35 موضوع | لینک ثابت


اخ از دست این سربازی

 

Hame Migan 2nya 2ROoze Vali NemidoNam CHera Sarbazi 20 Mahe

 

مگه تموم میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 21:21 موضوع | لینک ثابت


چند نكته

عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم

....
شیشه دل را شكستن احتیاجش سنگ نیست .....

این دل ما با نگاهی سرد پرپر میشود ........







هميشه سبز ميخشکد هميشه ساده ميبازد هميشه لشکر اندوه به قلب ساده ميتازد.

......
مرا اینگونه باور کن...
کمی تنها ،

کمی بی کس ،

کمی از یادها رفته



 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت


حهز


ادمك اخر دنیاست بخند.

ادمك مرگ همینجاست بخند.

 

دست خطی كه ترا عاشق كرد شوخی كاغذی ماست بخند.

 

ادمك خر نشوی گریه كنی كل دنیا سراب است بخند.

 

ان خدایی كه بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند.


 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 14:5 موضوع | لینک ثابت


باران

Click for Full Size View

وقتی باران

نمی تواند

با من ببارد

و تو

جای ابرها را خالی گذاشته ای.

میخواهم خود تنها ببارم
بی تو


 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 14:5 موضوع | لینک ثابت


تنهایی





 

هیچکس تنهایی ام را حس نکرد...

 

لحظه ویرانیم را حس نکرد..

 

در تمام لحظه هایم هیچکس

 

وسعت حیرانیم را حس نکرد ...

 

آن که سامان غزلهایم از اوست
بی سروسامانیم را حس نکرد

 


 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 14:4 موضوع | لینک ثابت


زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بی خيالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود


 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مرد آفتابی در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت 14:2 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting